گنج

مسمط

۲۵ بیت
نالهٔ قمری به گلستان و باغصل علی سیدنا المصطفی
سوسن خود روی، زبان آختهگرد چمن نعره‌زنان فاخته
روز و شب این ورد زبان ساختهصل علی سیدنا المصطفی
خواجهٔ دین، والی خیر الاناماحمد مختار، علیه السلام
شاد بکن روح و بگو این کلامصل علی سیدنا المصطفی
روز ازل خامهٔ صورت‌گشابهر علی زد رقم اِنَّما
ای دل آشفته، کجایی بیاصل علی سیدنا المصطفی
جامه‌دران غنچهٔ خونین‌کفندر غم تیمار حسین و حسن
نعره‌زنان بلبل بی‌خویشتنصل علی سیدنا المصطفی
آدم مقصود، شه باوفانقد بنی آدم، آل عبا
خیز و بگو از سر صدق و صفاصل علی سیدنا المصطفی
باقر و صادق، دو شه محترمدام سعادات و جهان کرم
از ره اخلاص بگو دم به دمصل علی سیدنا المصطفی
موسی کاظم، شه عالی‌جنابشمع هدی، خواجهٔ یوم الحساب
از ره تحقیق بگو این جوابصل علی سیدنا المصطفی
ای که به حج رفتنت آمد هوسروضهٔ سلطان خراسانْت بس
در رهش از صدق برآور نفسصل علی سیدنا المصطفی
مهر تقی در دل و جان من استحب نقی قوت روان من است
دایم از اوراد نهان من استصل علی سیدنا المصطفی
دوش بر این طارم نیلوفریزهره به صد گونه زبان‌آوری
گفت به روح حسن عسکریصل علی سیدنا المصطفی
مهدی هادی به در آید ز غیببشکند این شیشهٔ ناموس و ریب
نعره برآرد که نه کاری است عیبصل علی سیدنا المصطفی
حسرت و افسوس که عمری به کامرفت و نشد قصهٔ شاهی تمام
ختم کن این قصه بگو والسلامصل علی سیدنا المصطفی