گنج

شمارهٔ ۸۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: نگبود۶ بیت
آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بوددی سنبلش ز تاب می آشفته رنگ بود
ای واعظ، ار حدیث تو ننشست در ضمیرعیبم مکن، که گوش بر آواز چنگ بود
عمری چو خاک، بر سر کویت شدم مقیمآخر ز رهگذار تو بادم بچنگ بود
فرهاد را ز میوه شیرین، حلاوتیروزی نشد که لایق دیوانه سنگ بود
تیغ از چه بود بر صف دلها کشیدنت؟با لشکر شکسته چه حاجت به جنگ بود؟
شاهی سیاه نامه شد و رند و عشقبازبگذاشت نام زهد ریایی، که ننگ بود