شمارهٔ ۷۷
پیکان غمزه را چو بتان آب میدهنداول نشان به سینه احباب میدهند
خاک رهش به مردم آسوده کی رسدکاین توتیا به دیده بیخواب میدهند
سیلی میان هر مژه ما را ز روی تستصد خار را ز بهر گلی آب میدهند
مژگان تو که یاری آن چشم میکنندتیغی کشیده در کف قصاب میدهند
شاهی به مجلس غم از آن میرود ز دستکش ساقیان دیده می ناب میدهند