شمارهٔ ۳۳
با طره تو سنبل شوریدهحال چیست؟جاییکه ابروی تو نماید، هلال چیست؟
تا بر درت طریق گدایی گرفتهامدانستهام که سلطنت بیزوال چیست
حالا بوصل تو فلکم عشوه میدهدتا بخت خوابناک مرا در خیال چیست
مرغان باغ را چو نسیمی کفایتستبا گل بگوی کین همه غنج و دلال چیست؟
با آنکه باختیم سر اندر رهش چو گویروزی نگفت شاهی شوریده، حال چیست