شمارهٔ ۷۲
ترک من دیگر به غوغا میرودتا کدامین دل به یغما میرود
ای بسا دل را که زلفش میکشددر رکاب او به هرجا میرود
هالهای بر دور ماه از خط کشیدبس که گردش دود دلها میرود
گرچه بالایش بلای جان بودکار ما از وی به بالا میرود
شاهدی را گر بکشتن میرودفرصتش بادا خوشیها میرود