بخش ۴ - التمثیل
نفس و عقل چون زجاجه و مشکوةدل چو مصباح ونور او ز صفات
خانهای کاندر اوست این قندیلتن انسان بود بدین تأویل
چشم و گوش و مشام و ذوق و مسامروزن است و دریچههای به جام
ماورای دریچه و روزنکیست بنشسته بازگو با من
دست تو آستین دستی دانزیر هر موی از آن نشستی دان
لیک از آنجا حلول فهم مکنتا نیفتی به شبهههای کهن
دافع شک و شبهۀ منکرنص «بی یسمع» است و «بی یبصر»