بخش ۶ - المنشأ
علم حکمت ز انبیا برخاستحکمت کژنه، بلکه حکمت راست
وحی فرمود ایزد آن بر شیثتا همی گفت بر سبیل حدیث
بعد از آن وحی کرد بر ادریستا نشست او به منصب تدریس
اندر آموختند از او مردمحکمت دین و هیأت انجم
تا به نقل اوفتاد در یوناناز اساطین به عامۀ دونان
حکمت او که بود آب زلالمختلط شد به جهل و کفر و ضلال
نسخ و تحریف راه یافت بدانسود و سرمایه گشت جمله زیان
رأی اشراقیان افلاطونمختلف شد به کفر گوناگون
آخرالامر صاحب اشراقکرد تلویح سیم قلب رواق
علم مشائیان به فکر خسیسشد مدون به سعی رسطالیس
ساخت منطق ز بهر اسکندراندر آن راستی نمود هنر
منطق انصاف بس نکو پرداختدر اِلاهی است آنکه او کژ باخت
ساخت آلت، ولی در استعمالغلط افتادش از ضلال خیال
شکل منطق بدان سبب انگاشتکه خدا دان شود، زهی پنداشت
چونکه با آلتش حوالت بودآلتش موجب ضلالتبود
چون مغالیط وهم اوضل گشتنزد سنی ز دین معطل گشت
به قیاسات عقل یونانینرسد کس به ذوق ایمانی
عقل خود کیست تا به منطق و رایره برد تا جناب پاک خدای
گر به منطق کسی ولی بودیشیخ سنت ابوعلی بودی
ورچه او را دو صد شفا باشدچون حبیب اعجمی کجا باشد
ابلهی با صفا و قلب سلیمبهتر از زیرکی و رای سقیم