بخش ۷ - التمثیل
صورت وحدت از جهان مثالنقطه ای بست نقش بند خیال
نقطه مانند شعله عکس انداختوهمش از دور صورتی برساخت
باز چون دایره مجسم شدکرۀ شکل چرخ اعظم شد
عکسها چون زو هم درهم شدنقش هژده هزار عالم شد
نقطه و دور دایره است واُکَروحدت ذات را چو عکس و صور
نیست هیچ اندرین میان جز حقما و حق چیست با هم ای احمق
قصّۀ جسم و جان مگو با اویا تو باشی در این میان یا او
محدث آنگه که با قدیم آمیختنسبت خلق و خالقی بگسیخت
وحدتی کان همیشه با ذات استمسقط نسبت و اضافات است
رهنمای من و تو از قرآناز «قل اللّه ثم ذرهم» دان
وحدت است این نه اتحاد و حلولتو برون بر از این میانه فضول
این همه گفتگوی توحید استراه وحدت به ترک و تجرید است
چه کنی گفتگوی بیهودهفرقی باشد ز گفته تا بوده
سخن وحدت است همچو سراباز سراب ای پسر که شد سیراب؟