بخش ۱۸ - مثال
مثالی گویمت بنیوش آن راکه نشنیدست هرگز گوش آن را
هر آن شاهی که شاهی نیک داندیکی سرهنگ را بر در نشاند
که تا نامحرمان را دور داردکه شه در خلوت در آنجا سور دارد
کسی باید که نیک و بد بدانددر آرد نیک را و بد براند
نبد عرفان کسی را اندر این راهبجز شیطان ز سرهنگان درگاه
حقیقت کار شیطان در میان نیستز لعنت کردنش چندان زیان نیست
چو مال و خلق را در خیل او کردبرای مال خلقی میل او کرد
بجز اغوا خرد باری نداردولی با خاصگان کاری ندارد
تو خود را خاص کن تا راه یابیکه تا عامی ز شیطان در عذابی
چو تو در دست نفس خود زبونیمنال از دست شیطان برونی
ز اول نفس خود را کن مسلمانپی آنگه لعن کن بر نفس شیطان
چو میدانی به معنی لعن دوریستبه دل زو دور شو لعن زبان چیست
تو نفس خویش را لعنت کن ای دوستکه دشمنتر کسی از دشمنان اوست
یقین دان کار شیطان را تمامتبه پیدا کردن این باشد قیامت