بخش ۱۳ - در حقیقت نفس گوید
مثال اینست نیکو فهم آن کنمدارش سرسری فهمش به جان کن
درخت ار چند دارد شاخ و باریحقیقت بار او آید به کاری
حقیقت نفس انسانی چنین استکه شاخش آسمان بیخش زمینست
تن از دنیا و جان از آخرت دانز دنیا تن بگیر از آخرت جان
توئی تو به بین تا چیست آنستکه تن را قلب و قلبت را چو جانست
به غیر از این چنین گفتن ندانموگر ظاهر کنم باشد زیانم
اگر افشا کنم اسرار کفر استبدین اقرار کن انگار کفر است
بسی گفتی ولی چیزی نگفتمچو میوه خام بود آن را نهفتم
به وقت خویش موقوفست است کارچو وقت آید برش یابی به یک بار
هنوز این میوه کو یا خام خام استوگر مکشوف گردانم حرامست
به رمزی گفتم این معنی به مفهومشود آن را که باشد عقل معلوم