گنج

بخش ۵۰ - فصل دیگر در مدایح سلطان اعزّاللّٰه نصره

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۲۰ بیت
چونکه بهرامشاه شه باشدمر ورا زین صفت سپه باشد
ملکش از ملک جم نیاید کمتر و تازه چو بوستان ارم
مملکت آسمان مَلک خورشیدخواجه چون ماه و قاضیان ناهید
عالم آراسته به دولت و دادگشته معدوم در عدم بیداد
عرصهٔ مملکت چو باغ بهشتمشک اذفر سرشته با گل و خشت
خاک این مملکت شده کافورچشم بد باد از این حوالی دور
اهل غزنین چه کرده بود از دادکه چنین شان کریم شاهی داد
هرچه ز ایزد بخواستید عطادادتان بخ بخ این گزیده دعا
به اجابت دعا چو مقرون گشتهرچه زو خواستند افزون گشت
شاه عادل نکو نیت دستورمُلک آباد و دست ظالم دور
لشکری بر مثال مور و ملخبحر و بر زان ملا و وادی و شخ
صدهزاران سوارِ جوشن‌دارکه نماند ز دشمنان دیّار
عدد لشکرش هر آنکه شمردنشمرد او و عمر پایان برد
روز بارش چو برنشست به تختکار بر دشمنان بگیرد سخت
جوش دیوان گذشته از پروینرونق خواجه تا به علّیّین
خواجگان دگر چو مهر و چو ماهرونق گاه و زینت درگاه
اهل دیوان همه عدول و قضاةگاه توقیع و عرض و خط و برات
به مظالم نشسته اهل قبولقاضیان وجیه و جمع عدول
تا ملک بر فلک مکان داردتا سماک از سمک نشان دارد
پادشاه و وزیر و میر و حشمعادل و ناصح و امین حرم