بخش ۱ - فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام
قالالله تعالی قل لئن اجتمعتالانس والجن علی ان یأتوا به مثل هذاالقرآن لایأتون به مثله ولو کان بعضهم لبعض ظهیراً، و قال عزّ من قائل. ولاحبة فی ظلماتالارض ولا رطب ولا یابس الّا فی کتاب مبین، و قال النبی علیهالسلام: القرآن غنی لافقر بعده و لاغنی دونه، و قال علیهالسلام: القرآن هوالدواء من کل دواء الّا الموت. و قال ایضا: اهل القرآن هم اهلالله و خاصته، و قال ایضا صلواتالله وسلامه علیه اصدق الحدیث کتابالله، و قال احمدبن حنبل: القرآن کلامالله غیر مخلوق و من قال مخلوق فهو کافربالله العظیم.
سخنش را ز بس لطافت و ظرفصدمت صوت نی و زحمت حرف
صفتش را حدوث کی سنجدسخنش در حروف کی گنجد
وهم حیران ز شکل صورتهاشعقل واله ز سِرّ سورتهاش
مغز و نغز است حرف و سورت اودلبر و دلپذیر صورت او
زان گرفته مقیم قوّت و قوتزادهٔ ملک و دادهٔ ملکوت
سرّ او بهر حلّ مشکلهاروح جانها و راحت دلها
دل مجروح را شفا قرآندل پر درد را دوا قرآن
تو کلام خدای را بیشکگر نئی طوطی و حمار و اِشَک
اصل ایمان و رکن تقوی دانکان یاقوت و گنج معنی دان
هست قانون حکمت حکماهست معیار عادت علما
نزهت جانها ستایش اوستسلوت عقلها نمایش اوست
آیت او شفای جان تقیرایتش درد و اندهان شقی
عقل و نفس از نهاد او حاجزفصحا از طریق آن عاجز
عقل کل را فکنده در شدّتنفس کل را نشانده در عدّت