رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱عشقست مرا بهینهتر کیش بتارباعی شمارهٔ ۲در دست منت همیشه دامن بادارباعی شمارهٔ ۳عشقا تو در آتشی نهادی ما رارباعی شمارهٔ ۴آنی که قرار با تو باشد ما رارباعی شمارهٔ ۵ای کبک شکار نیست جز باز تو رارباعی شمارهٔ ۶هر چند بسوختی به هر باب مرارباعی شمارهٔ ۷چون دوست نمود راه طامات مرارباعی شمارهٔ ۸در منزل وصل توشهای نیست مرارباعی شمارهٔ ۹در دل ز طرب شکفته باغیست مرارباعی شمارهٔ ۱۰اندوه تو دلشاد کند مر جان رارباعی شمارهٔ ۱۱کی باشد که ز طلعت دون شمارباعی شمارهٔ ۱۲گردی نبرد ز بوسه از افسر مارباعی شمارهٔ ۱۳در دل کردی قصد بداندیشی مارباعی شمارهٔ ۱۴زان سوزد چشم تو زان ریزد آبرباعی شمارهٔ ۱۵تا در چشمم نشسته بودی در تابرباعی شمارهٔ ۱۶با دل گفتم: چگونهای، داد جوابرباعی شمارهٔ ۱۷گفتی که کیت بینم ای در خوشابرباعی شمارهٔ ۱۸آنکس که ز عابدی در ایام شرابرباعی شمارهٔ ۱۹روز از دو رخت به روشنی ماند عجبرباعی شمارهٔ ۲۰ای مجلس تو چو بخت نیک اصل طربرباعی شمارهٔ ۲۱لبهات می ست و می بود اصل طربرباعی شمارهٔ ۲۲نیلوفر و لاله هر دو بیهیچ سببرباعی شمارهٔ ۲۳تا بشنیدم که گرمی از آتش تبرباعی شمارهٔ ۲۴از روی تو و زلف تو روز آمد و شبرباعی شمارهٔ ۲۵تا دیدهام آن سیب خوش دوست فریبرباعی شمارهٔ ۲۶بیخوابی شب جان مرا گرچه بکاسترباعی شمارهٔ ۲۷ای جان عزیز تن بباید پرداخترباعی شمارهٔ ۲۸آن موی که سوز عاشقان میانگیخترباعی شمارهٔ ۲۹در دوستی ای صنم چو دادم دادترباعی شمارهٔ ۳۰ای مانده زمان بنده اندر یادترباعی شمارهٔ ۳۱ای کرده فلک به خون من نامزدترباعی شمارهٔ ۳۲صدبار به بوسه آزمودم پارترباعی شمارهٔ ۳۳ای خواجه محمد ای محامد سیرترباعی شمارهٔ ۳۴زین پس هر چون که داردم دوست رواسترباعی شمارهٔ ۳۵خورشید به زیر دام معشوقهٔ ماسترباعی شمارهٔ ۳۶بیرون جهان همه درون دل ماسترباعی شمارهٔ ۳۷روز از طلبت پردهٔ بیکاری ماسترباعی شمارهٔ ۳۸هر باطل را که رهگذر بر گل ماسترباعی شمارهٔ ۳۹هجرت به دلم چو آتشی در پیوسترباعی شمارهٔ ۴۰دستی که حمایل تو بودی پیوسترباعی شمارهٔ ۴۱تا زلف بتم به بند زنجیر منسترباعی شمارهٔ ۴۲خواهم که به اندیشه و یارای درسترباعی شمارهٔ ۴۳گفتم پس از آنهمه طلبهای درسترباعی شمارهٔ ۴۴مستست بتا چشم تو و تیر به دسترباعی شمارهٔ ۴۵ای مه تویی از چهار گوهر شده هسترباعی شمارهٔ ۴۶چون من به خودی نیامدم روز نخسترباعی شمارهٔ ۴۷ای چون گل و مل در به در و دست به دسترباعی شمارهٔ ۴۸ای نیست شده ذات تو در پردهٔ هسترباعی شمارهٔ ۴۹لشکرگه عشق عارض خرم تسترباعی شمارهٔ ۵۰گیرم که چو گل همه نکویی با تسترباعی شمارهٔ ۵۱محراب جهان جمال رخسارهٔ تسترباعی شمارهٔ ۵۲امروز ببر زانچه ترا پیوندسترباعی شمارهٔ ۵۳بر من فلک ار دست جفا گستردسترباعی شمارهٔ ۵۴تا جان مرا بادهٔ مهرت سودسترباعی شمارهٔ ۵۵در دام تو هر کس که گرفتارترسترباعی شمارهٔ ۵۶مژگان و لبش عذر و عذابی دگرسترباعی شمارهٔ ۵۷هر خوش پسری را حرکات دگرسترباعی شمارهٔ ۵۸هر روز مرا با تو نیازی دگرسترباعی شمارهٔ ۵۹در شهر هر آنکسی که او مشهورسترباعی شمارهٔ ۶۰غم خوردن این جهان فانی، هوس استرباعی شمارهٔ ۶۱در دیدهٔ کبر کبریای تو بسسترباعی شمارهٔ ۶۲گر گویم جان فدا کنم جان نفسسترباعی شمارهٔ ۶۳تا این دل من همیشه عشق اندیشسترباعی شمارهٔ ۶۴زین روی که راه عشق راهی تنگسترباعی شمارهٔ ۶۵ار نیست دهان فزونت ار هست کمسترباعی شمارهٔ ۶۶تنگی دهن یار ز اندیشه کمسترباعی شمارهٔ ۶۷هر روز مرا ز عشق جان انجامترباعی شمارهٔ ۶۸آنجا که سر تیغ ترا یافتن سترباعی شمارهٔ ۶۹آنم که مرا نه دل نه جان و نه تنسترباعی شمارهٔ ۷۰برهان محبت نفس سرد منسترباعی شمارهٔ ۷۱شبها ز فراق تو دلم پر خونسترباعی شمارهٔ ۷۲آن روز که بیش با من او را کینسترباعی شمارهٔ ۷۳در مرگ حیات اهل داد و دینسترباعی شمارهٔ ۷۴آنکس که سرت برید غمخوار تو اوسترباعی شمارهٔ ۷۵آنکس که به یاد او مرا کار نکوسترباعی شمارهٔ ۷۶ایام درشت رام بهرام شهسترباعی شمارهٔ ۷۷هر چند بلای عشق دشمن کامیسترباعی شمارهٔ ۷۸در دام تو هر کس که گرفتارترسترباعی شمارهٔ ۷۹چندان چشمم که در غم هجر گریسترباعی شمارهٔ ۸۰گویند که راستی چو زر کانیسترباعی شمارهٔ ۸۱کمتر ز من ای جان به جهان خاکی نیسترباعی شمارهٔ ۸۲اندر عقب دکان قصاب گویسترباعی شمارهٔ ۸۳زلفین تو تا بوی گل نوروزیسترباعی شمارهٔ ۸۴عقلی که ز لطف دیدهٔ جان پنداشترباعی شمارهٔ ۸۵روزی که رطب داد همی از پیشترباعی شمارهٔ ۸۶نوری که همی جمع نیابی در مشترباعی شمارهٔ ۸۷بس عابد را که سرو بالای تو کشترباعی شمارهٔ ۸۸صد بار رهی بیش به کوی تو شتافترباعی شمارهٔ ۸۹بویی که مرا ز وصل یار آمد رفترباعی شمارهٔ ۹۰ای عالم علم پیشگاه تو برفترباعی شمارهٔ ۹۱رازی که سر زلف تو با باد بگفترباعی شمارهٔ ۹۲چون دید مرا رخانش چون گل بشکفترباعی شمارهٔ ۹۳افلاک به تیر عشق بتوانم سفترباعی شمارهٔ ۹۴تا کی باشم با غم هجران تو جفترباعی شمارهٔ ۹۵در خاک بجستمت چو خور یافتمترباعی شمارهٔ ۹۶ای دیدهٔ روشن سنایی ز غمترباعی شمارهٔ ۹۷از ظلمت چون گرفته ما هم ز غمترباعی شمارهٔ ۹۸دل خسته و زار و ناتوانم ز غمترباعی شمارهٔ ۹۹هر چند دلم بیش کشد بار غمترباعی شمارهٔ ۱۰۰سرو چمنی یاد نیاید ز منترباعی شمارهٔ ۱۰۱زین رفتن جان ربای درد افزایترباعی شمارهٔ ۱۰۲آتش در زن ز کبریا در کویترباعی شمارهٔ ۱۰۳هستی تو سزای این و صد چندین رنجرباعی شمارهٔ ۱۰۴اندر همه عمر من بسی وقت صبوحرباعی شمارهٔ ۱۰۵هر جاه ترا بلندی جوزا بادرباعی شمارهٔ ۱۰۶ای شاخ تو اقبال و خرد بارت بادرباعی شمارهٔ ۱۰۷گوشت سوی عاقلان غافلوش بادرباعی شمارهٔ ۱۰۸زلفینانت همیشه خم در خم بادرباعی شمارهٔ ۱۰۹نور بصرم خاک قدمهای تو بادرباعی شمارهٔ ۱۱۰اصل همه شادی از دل شاد تو بادرباعی شمارهٔ ۱۱۱از کبر چو من طبع تو بگریخته بادرباعی شمارهٔ ۱۱۲گردی که ز دیوار تو برباید بادرباعی شمارهٔ ۱۱۳کاری که نه کار تست ناساخته بادرباعی شمارهٔ ۱۱۴چشمم ز فراق تو جهانسوز مبادرباعی شمارهٔ ۱۱۵آن را شایی که باشم از عشق تو شادرباعی شمارهٔ ۱۱۶آن به که کنم یاد تو ای حور نژادرباعی شمارهٔ ۱۱۷ما را به جز از تو عالم افروز مبادرباعی شمارهٔ ۱۱۸در دیدهٔ خصم نیک روی تو مبادرباعی شمارهٔ ۱۱۹آب از اثر عارض تو می گرددرباعی شمارهٔ ۱۲۰تن در غم تو در آب منزل داردرباعی شمارهٔ ۱۲۱هجر تو خوشست اگر چه زارم داردرباعی شمارهٔ ۱۲۲از روی تو دیدهها جمالی داردرباعی شمارهٔ ۱۲۳با هجر تو بنده دل خمین میداردرباعی شمارهٔ ۱۲۴ای صورت تو سکون دلها چو خردرباعی شمارهٔ ۱۲۵گه جفت صلاح باشم و یار خردرباعی شمارهٔ ۱۲۶من چون تو نیابم تو چو من یابی صدرباعی شمارهٔ ۱۲۷روزی که بود دلت ز جانان پر دردرباعی شمارهٔ ۱۲۸گر خاک شوم چو باد بر من گذردرباعی شمارهٔ ۱۲۹بر رهگذر دوست کمین خواهم کردرباعی شمارهٔ ۱۳۰از دور مرا بدید لب خندان کردرباعی شمارهٔ ۱۳۱سودای توام بیسر و بیسامان کردرباعی شمارهٔ ۱۳۲روزی که سر از پرده برون خواهی کردرباعی شمارهٔ ۱۳۳چون چهرهٔ تو ز گریه باشد پر دردرباعی شمارهٔ ۱۳۴گفتا که به گرد کوی ما خیره مگردرباعی شمارهٔ ۱۳۵منگر تو بدانکه ذوفنون آید مردرباعی شمارهٔ ۱۳۶رو گرد سراپردهٔ اسرار مگردرباعی شمارهٔ ۱۳۷آن بت که دل مرا فرا چنگ آوردرباعی شمارهٔ ۱۳۸بس دل که غم سود و زیان تو خوردرباعی شمارهٔ ۱۳۹هر کو به جهان راه قلندر گیردرباعی شمارهٔ ۱۴۰چون پوست کشد کارد به دندان گیردرباعی شمارهٔ ۱۴۱این اسب قلندری نه هر کس تازدرباعی شمارهٔ ۱۴۲گبری که گرسنه شد به نانی ارزدرباعی شمارهٔ ۱۴۳بادی که ز کوی آن نگارین خیزدرباعی شمارهٔ ۱۴۴ای آنکه برت مردم بد، دد باشدرباعی شمارهٔ ۱۴۵دشنام که از لب تو مهوش باشدرباعی شمارهٔ ۱۴۶تو شیردلی شکار تو دل باشدرباعی شمارهٔ ۱۴۷این ضامن صبر من خجل خواهد شدرباعی شمارهٔ ۱۴۸در راه قلندری زیان سود تو شدرباعی شمارهٔ ۱۴۹بالای بتان چاکر بالای تو شدرباعی شمارهٔ ۱۵۰از فقر نشان نگر که در عود آمدرباعی شمارهٔ ۱۵۱در هجر توام قوت یک آه نماندرباعی شمارهٔ ۱۵۲نارفته به کوی صدق در گامی چندرباعی شمارهٔ ۱۵۳نقاش که بر نقش تو پرگار افگندرباعی شمارهٔ ۱۵۴مرغان که خروش بینهایت کردندرباعی شمارهٔ ۱۵۵ای گل نه به سیم اگر به جانت بخرندرباعی شمارهٔ ۱۵۶این بیریشان که سغبهٔ سیم و زرندرباعی شمارهٔ ۱۵۷سیمرغ نهای که بی تو نام تو برندرباعی شمارهٔ ۱۵۸سادات به یک بار همه مهجورندرباعی شمارهٔ ۱۵۹با یاد تو جام زهر چون نوش کشندرباعی شمارهٔ ۱۶۰تا عشق قد تو همچو چنبر نکندرباعی شمارهٔ ۱۶۱عشق تو کرای شادی و غم نکندرباعی شمارهٔ ۱۶۲بسیار مگو دلا که سودی نکندرباعی شمارهٔ ۱۶۳یک دم سر زلف خویش پر خم نکندرباعی شمارهٔ ۱۶۴عشاق اگر دو کون پیش تو نهندرباعی شمارهٔ ۱۶۵عشق و غم تو اگر چه بیدادانندرباعی شمارهٔ ۱۶۶آنها که اسیر عشق دلدارانندرباعی شمارهٔ ۱۶۷آنها که درین حدیث آویختهاندرباعی شمارهٔ ۱۶۸دیده ز فراق تو زیان میبیندرباعی شمارهٔ ۱۶۹آن روز که مهر کار گردون زدهاندرباعی شمارهٔ ۱۷۰تا در طلب مات همی کام بودرباعی شمارهٔ ۱۷۱آن ذات که پروردهٔ اسرار بودرباعی شمارهٔ ۱۷۲هر بوده که او ز اصل نابود بودرباعی شمارهٔ ۱۷۳دل بندهٔ عاشقی تن آزاد چه سودرباعی شمارهٔ ۱۷۴زن، زن ز وفا شود ز زیور نشودرباعی شمارهٔ ۱۷۵ترسم که دل از وصل تو خرم نشودرباعی شمارهٔ ۱۷۶یک روز دلت به مهر ما نگرایدرباعی شمارهٔ ۱۷۷آنی که فدای تو روان میبایدرباعی شمارهٔ ۱۷۸گاهی فلکم گریستن فرمایدرباعی شمارهٔ ۱۷۹روزی که بتم ز فوطه رخ بنمایدرباعی شمارهٔ ۱۸۰مردی که به راه عشق جان فرسایدرباعی شمارهٔ ۱۸۱آن باید آن که مرد عاشق آیدرباعی شمارهٔ ۱۸۲آن عنبر نیم تاب در هم نگریدرباعی شمارهٔ ۱۸۳دی بنده چو آن لالهٔ خندان تو دیدرباعی شمارهٔ ۱۸۴اکنون که سیاهی ای دل چون خورشیدرباعی شمارهٔ ۱۸۵ای دیدن تو راحت جانم جاویدرباعی شمارهٔ ۱۸۶ای خورشیدی که نورت از روی امیدرباعی شمارهٔ ۱۸۷یک ذره نسیم خاک پایت بوزیدرباعی شمارهٔ ۱۸۸گویی که من از بلعجبی دارم عاررباعی شمارهٔ ۱۸۹چون از اجل تو دید بر لوح آثاررباعی شمارهٔ ۱۹۰نازان و گرازان به وثاق آمد یاررباعی شمارهٔ ۱۹۱از غایت بیتکلفی ما در هر کاررباعی شمارهٔ ۱۹۲نه چرخ به کام ما بگردد یک باررباعی شمارهٔ ۱۹۳بخت و دل من ز من برآورد دماررباعی شمارهٔ ۱۹۴ای گشته چو ماه و همچو خورشید سمررباعی شمارهٔ ۱۹۵ای روی تو رخشندهتر از قبلهٔ گبررباعی شمارهٔ ۱۹۶آن کس که چو او نبود در دهر دگررباعی شمارهٔ ۱۹۷بازی بنگر عشق چه کردست آغازرباعی شمارهٔ ۱۹۸هرگز دل من به آشکارا و به رازرباعی شمارهٔ ۱۹۹اول تو حدیث عشق کردی آغازرباعی شمارهٔ ۲۰۰از عشق تو ای صنم به شبهای درازرباعی شمارهٔ ۲۰۱خوشخو شده بود آن صنم قاعدهسازرباعی شمارهٔ ۲۰۲نادیده ترا چو راه را کردم بازرباعی شمارهٔ ۲۰۳خواهی که ترا روی دهد صرف نیازرباعی شمارهٔ ۲۰۴عقلی که همیشه با روانی دمسازرباعی شمارهٔ ۲۰۵شب گشت ز هجران دل فروزم روزرباعی شمارهٔ ۲۰۶ای گلبن نابسوده او باش هنوزرباعی شمارهٔ ۲۰۷آسیمه سران بینواییم هنوزرباعی شمارهٔ ۲۰۸بر چرخ نهاده پای بستیم هنوزرباعی شمارهٔ ۲۰۹ای در سر زلف تو صبا عنبر بیزرباعی شمارهٔ ۲۱۰درد دلم از طبیب بیهوده مپرسرباعی شمارهٔ ۲۱۱ای دیده ز هر طرف که برخیزد خسرباعی شمارهٔ ۲۱۲خواندیم گرسنه ما ز دل یار هوسرباعی شمارهٔ ۲۱۳ای چون هستی برده دل من به هوسرباعی شمارهٔ ۲۱۴ای من به تو زنده همچو مردم به نفسرباعی شمارهٔ ۲۱۵اندر طلبت هزار دل کرد هوسرباعی شمارهٔ ۲۱۶شمعی که چو پروانه بود نزد تو کسرباعی شمارهٔ ۲۱۷بادی که بیاوری به ما جان چو نفسرباعی شمارهٔ ۲۱۸ای تن وطن بلای آن دلکش باشرباعی شمارهٔ ۲۱۹ای گشته دل و جان من از عشق تو لاشرباعی شمارهٔ ۲۲۰با من ز دریچهای مشبک دلکشرباعی شمارهٔ ۲۲۱ای عارض گل پوش سمن پاش تو خوشرباعی شمارهٔ ۲۲۲بر طرف قمر نهاده مشک و شکرشرباعی شمارهٔ ۲۲۳چون نزد رهی درآیی ای دلبر کشرباعی شمارهٔ ۲۲۴نی آب دو چشم داری ای حورافشرباعی شمارهٔ ۲۲۵با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویشرباعی شمارهٔ ۲۲۶می بر کف گیر و هر دو عالم بفروشرباعی شمارهٔ ۲۲۷ای برده دل من چو هزاران درویشرباعی شمارهٔ ۲۲۸گه در پی دین رویم و گه در پی کیشرباعی شمارهٔ ۲۲۹هر چند بود مردم دانا درویشرباعی شمارهٔ ۲۳۰دی آمدنی به حیرت از منزل خویشرباعی شمارهٔ ۲۳۱آراست بهار کوی و دروازهٔ خویشرباعی شمارهٔ ۲۳۲از عشق تو ای سنگدل کافر کیشرباعی شمارهٔ ۲۳۳معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمعرباعی شمارهٔ ۲۳۴از یار وفا مجوی کاندر هر باغرباعی شمارهٔ ۲۳۵نیکوتری از آب روان اندر باغرباعی شمارهٔ ۲۳۶نادیده من از عشق تو یک روز فراغرباعی شمارهٔ ۲۳۷ای بیماری سرو ترا کرده کناغرباعی شمارهٔ ۲۳۸در راه تو ار سود و زیانم فارغرباعی شمارهٔ ۲۳۹تا دید هوات در دلم غایت عشقرباعی شمارهٔ ۲۴۰بر سین سریر سر سپاه آمد عشقرباعی شمارهٔ ۲۴۱جز من به جهان نبود کس در خور عشقرباعی شمارهٔ ۲۴۲تحویل کنم نام خود از دفتر عشقرباعی شمارهٔ ۲۴۳جز تیر بلا نبود در ترکش عشقرباعی شمارهٔ ۲۴۴گویند که کردهای دلت بردهٔ عشقرباعی شمارهٔ ۲۴۵کی بسته کند عقل سراپردهٔ عشقرباعی شمارهٔ ۲۴۶چشمی دارم ز اشک پیمانهٔ عشقرباعی شمارهٔ ۲۴۷خورشید سما بسوزد از سایهٔ عشقرباعی شمارهٔ ۲۴۸آن روز که شیر خوردم از دایهٔ عشقرباعی شمارهٔ ۲۴۹کردی تو پریر آب وصل از رخ پاکرباعی شمارهٔ ۲۵۰ای آصف این زمانه از خاطر پاکرباعی شمارهٔ ۲۵۱زین پیش به شبهای سیاه شبهناکرباعی شمارهٔ ۲۵۲ناید به کف آن زلف سمن مال به مالرباعی شمارهٔ ۲۵۳هر چند شدم ز عشق تو خوار و خجلرباعی شمارهٔ ۲۵۴ای عهد تو عهد دوستان سر پلرباعی شمارهٔ ۲۵۵از گفتهٔ بد گوی تو چون هر عاقلرباعی شمارهٔ ۲۵۶با چهرهٔ آن نگار خندان ای گلرباعی شمارهٔ ۲۵۷ای عمر عزیز داده بر باد ز جهلرباعی شمارهٔ ۲۵۸در عشق تو خفته همچو ابروی توامرباعی شمارهٔ ۲۵۹از روی عتاب اگر چه گویی سردمرباعی شمارهٔ ۲۶۰بسیار ز عاشقیت غمها خوردمرباعی شمارهٔ ۲۶۱بر دل ز غم فراق داغی دارمرباعی شمارهٔ ۲۶۲هر بار ز دیده از تو در تیمارمرباعی شمارهٔ ۲۶۳هر روز به درد از تو نویدی دارمرباعی شمارهٔ ۲۶۴نامت پس ازین یارا به اسم دارمرباعی شمارهٔ ۲۶۵در خوابگه از دل شب آتش بیزمرباعی شمارهٔ ۲۶۶چون در غم آن نگار سرکش باشمرباعی شمارهٔ ۲۶۷گفتم خود را ز خس نگهدار ای چشمرباعی شمارهٔ ۲۶۸افسرده شد از دم دهانم دم چشمرباعی شمارهٔ ۲۶۹گر با فلکم کنی برابر بیشمرباعی شمارهٔ ۲۷۰روز آمد و برکشید خورشید علمرباعی شمارهٔ ۲۷۱تیغ از کف و بازوی تو ای فخر اممرباعی شمارهٔ ۲۷۲چون گل صنما جامه به صد جا چاکمرباعی شمارهٔ ۲۷۳با دولت حسن دوست اندر جنگمرباعی شمارهٔ ۲۷۴ای بسته به تو مهر و وفا یک عالمرباعی شمارهٔ ۲۷۵ای گشته فراق تو غمافزای دلمرباعی شمارهٔ ۲۷۶پر شد ز شراب عشق جانا جاممرباعی شمارهٔ ۲۷۷یک بوسه بر آن لبان خندان نزنمرباعی شمارهٔ ۲۷۸بی وصل تو زندگانی ای مه چکنمرباعی شمارهٔ ۲۷۹گیرم ز غمت جان و خرد پیر کنمرباعی شمارهٔ ۲۸۰دارد پشتم ز وعدهٔ خام تو خمرباعی شمارهٔ ۲۸۱ای چون شکن زلف تو پشتم خم خمرباعی شمارهٔ ۲۸۲از آمدنم فزود رنج بدنمرباعی شمارهٔ ۲۸۳با ابر همیشه در عتابش بینمرباعی شمارهٔ ۲۸۴فتحی که به آمدنت منصور شومرباعی شمارهٔ ۲۸۵در وصل شب و روز شمردیم بهمرباعی شمارهٔ ۲۸۶مجرم رخ تو که ما بدو آساییمرباعی شمارهٔ ۲۸۷چوبی بودم بود به گل در پایمرباعی شمارهٔ ۲۸۸گفتم که مگر دل ز تو برداشتهایمرباعی شمارهٔ ۲۸۹چون می دانی همه ز خاک و آبیمرباعی شمارهٔ ۲۹۰یک چند در اسلام فرس تاختهایمرباعی شمارهٔ ۲۹۱راحت همه از غمی برانداختهایمرباعی شمارهٔ ۲۹۲از دیده درم خرید روی تو شدیمرباعی شمارهٔ ۲۹۳ما شربت هجر تو چشیدیم و شدیمرباعی شمارهٔ ۲۹۴زان یک نظر نهان که ما دزدیدیمرباعی شمارهٔ ۲۹۵کاری که نه با تو بینظام انگاریمرباعی شمارهٔ ۲۹۶تا ظن نبری که از تو آگاهتریمرباعی شمارهٔ ۲۹۷مانندهٔ باد اگر چه بیپا و سریمرباعی شمارهٔ ۲۹۸با خوی بد تو گرچه در پرخاشیمرباعی شمارهٔ ۲۹۹ای روی تو پاکیزهتر از کف کلیمرباعی شمارهٔ ۳۰۰قائم به خودی از آن شب و روز مقیمرباعی شمارهٔ ۳۰۱قلاشانیم و لاابالی حالیمرباعی شمارهٔ ۳۰۲هستیم ز بندگیت ما شاد ای جانرباعی شمارهٔ ۳۰۳اکنون که ز دونی ای جهان گذرانرباعی شمارهٔ ۳۰۴عقلی که خلاف تو گزیدن نتوانرباعی شمارهٔ ۳۰۵یک شب غم هجران تو ای جان جهانرباعی شمارهٔ ۳۰۶گه سوی من آیی از لطیفی پویانرباعی شمارهٔ ۳۰۷آزار ترا گرچه نهادم گردنرباعی شمارهٔ ۳۰۸اندر دریا نهنگ باید بودنرباعی شمارهٔ ۳۰۹در بند بلای آن بت کش بودنرباعی شمارهٔ ۳۱۰تا چند ز سودای جهان پیمودنرباعی شمارهٔ ۳۱۱ای دیده ز هر طرف که برخیزد خسرباعی شمارهٔ ۳۱۲گر شاد نخواهی این دلم شاد مکنرباعی شمارهٔ ۳۱۳فرمان حسود فتنهانگیز مکنرباعی شمارهٔ ۳۱۴تا با خودی ارچه همنشینی با منرباعی شمارهٔ ۳۱۵گه بردوزی به دامنم بر دامنرباعی شمارهٔ ۳۱۶اکنون که ستد هوای تو داد از منرباعی شمارهٔ ۳۱۷گه یار شوی تو با ملامتگر منرباعی شمارهٔ ۳۱۸با من شب و روز گرم بودی به سخنرباعی شمارهٔ ۳۱۹ای چون گل نوشکفته برطرف چمنرباعی شمارهٔ ۳۲۰پندی دهمت اگر پذیری ای تنرباعی شمارهٔ ۳۲۱ای یار قلندر خراباتی منرباعی شمارهٔ ۳۲۲گر کرده بدی تو آزمون دل منرباعی شمارهٔ ۳۲۳بد کمتر ازین کن ای بت سیمینتنرباعی شمارهٔ ۳۲۴ای شاه چو لاله دارد از تو دشمنرباعی شمارهٔ ۳۲۵بی تیر غمت پشت کمان دارم منرباعی شمارهٔ ۳۲۶غمهای تو در میان جان دارم منرباعی شمارهٔ ۳۲۷بختی نه که با دوست درآمیزم منرباعی شمارهٔ ۳۲۸ای بی سببی همیشه آزردهٔ منرباعی شمارهٔ ۳۲۹چون آمد شد بریدم از کوی تو منرباعی شمارهٔ ۳۳۰از عشوهٔ چرخ در امانم ز تو منرباعی شمارهٔ ۳۳۱دلها همه آب گشت و جانها همه خونرباعی شمارهٔ ۳۳۲در جنب گرانی تو ای نوشتکینرباعی شمارهٔ ۳۳۳بهرام دواند هر دو جویندهٔ کینرباعی شمارهٔ ۳۳۴پار ارچه نمیکرد چو کفرم تمکینرباعی شمارهٔ ۳۳۵آب ارچه نمیرود به جویم با تورباعی شمارهٔ ۳۳۶ای طالع سعد روح فرخنده به تورباعی شمارهٔ ۳۳۷ای قامت سرو گشته کوتاه به تورباعی شمارهٔ ۳۳۸آنی که عدو چو برگ بیدست از تورباعی شمارهٔ ۳۳۹بی آنکه به کس رسید پیوند از تورباعی شمارهٔ ۳۴۰جز گرد دلم گشت نداند غم تورباعی شمارهٔ ۳۴۱ای مفلس ما ز مجلس خرم تورباعی شمارهٔ ۳۴۲ای بی تو دلیل اشهب و ادهم تورباعی شمارهٔ ۳۴۳چون موی شدم ز رشک پیراهن تورباعی شمارهٔ ۳۴۴دل سوخته شد در تف اندیشهٔ تورباعی شمارهٔ ۳۴۵ای زلف و رخ تو مایهٔ پیشهٔ تورباعی شمارهٔ ۳۴۶ای همت صد هزار کس در پی تورباعی شمارهٔ ۳۴۷دل کیست که گوهری فشاند بی تورباعی شمارهٔ ۳۴۸چون آتش تیز بیقرارم بی تورباعی شمارهٔ ۳۴۹ای عقل اگر چند شریفی دون شورباعی شمارهٔ ۳۵۰اندر ره عشق دلبران صادق کورباعی شمارهٔ ۳۵۱باز آن پسر چه زنخ خوش زن کورباعی شمارهٔ ۳۵۲ای معتبران شهر والیتان کورباعی شمارهٔ ۳۵۳گفتی گله کردهای ز من با که و مهرباعی شمارهٔ ۳۵۴ما ذات نهاده بر صفاتیم همهرباعی شمارهٔ ۳۵۵گر بدگویی ترا بدی گفت ای ماهرباعی شمارهٔ ۳۵۶از بهر یکی بوس به دو ماه ای ماهرباعی شمارهٔ ۳۵۷با من ز دریچهای مشبک دلخواهرباعی شمارهٔ ۳۵۸زین عالم بی وفا بپردازی بهرباعی شمارهٔ ۳۵۹گر تو به صلاح خویش کم نازی بهرباعی شمارهٔ ۳۶۰جز یاد تو دل بهر چه بستم توبهرباعی شمارهٔ ۳۶۱با من دو هزار عشوه بفروختهایرباعی شمارهٔ ۳۶۲در جامه و فوطه سخت خرم شدهایرباعی شمارهٔ ۳۶۳ای آنکه تو رحمت خدایی شدهایرباعی شمارهٔ ۳۶۴تا نقطهٔ خال مشک بر رخ زدهایرباعی شمارهٔ ۳۶۵هر چند به دلبری کنون آمدهایرباعی شمارهٔ ۳۶۶در حسن چو عشق نادرست آمدهایرباعی شمارهٔ ۳۶۷خشنودی تو بجویم ای مولاییرباعی شمارهٔ ۳۶۸چون نار اگرم فروختن فرماییرباعی شمارهٔ ۳۶۹گفتم که ببرم از تو ای بیناییرباعی شمارهٔ ۳۷۰ای سوسن آزاد ز بس رعناییرباعی شمارهٔ ۳۷۱تا تو ز درون وفای او میجوییرباعی شمارهٔ ۳۷۲غم کی خورد آنکه شادمانیش توییرباعی شمارهٔ ۳۷۳بیزار شو از خود که زیان تو توییرباعی شمارهٔ ۳۷۴مردی که برای دین سوارست توییرباعی شمارهٔ ۳۷۵چون حمله دهی نیک سوارا که توییرباعی شمارهٔ ۳۷۶خود ماه بود چنین منور که توییرباعی شمارهٔ ۳۷۷روشنتر از آفتاب و ماهی گوییرباعی شمارهٔ ۳۷۸جایی که نمودی آن رخ روحافزایرباعی شمارهٔ ۳۷۹با خصم تو از پی تو ای دهر آرایرباعی شمارهٔ ۳۸۰در عشق تو ای شکر لب روح افزایرباعی شمارهٔ ۳۸۱خود را چو عطا دهی فراوان مستایرباعی شمارهٔ ۳۸۲در پیش خودم همی کنی آنجابیرباعی شمارهٔ ۳۸۳شب را سلب روز فروزان کردیرباعی شمارهٔ ۳۸۴صد چشمه ز چشم من براندی و شدیرباعی شمارهٔ ۳۸۵ای رفته و دل برده چنین نپسندیرباعی شمارهٔ ۳۸۶ای دل منیوش از آن صنم دلداریرباعی شمارهٔ ۳۸۷در هر خم زلف مشکبیزی داریرباعی شمارهٔ ۳۸۸زان چشم چو نرگس که به من در نگریرباعی شمارهٔ ۳۸۹گیرم که غم هجر وصالم نخوریرباعی شمارهٔ ۳۹۰از نکتهٔ فاضلان به اندامتریرباعی شمارهٔ ۳۹۱گفتی که چو راه آشنایی گیریرباعی شمارهٔ ۳۹۲باشد همه را چو بر ستارهٔ سحریرباعی شمارهٔ ۳۹۳راهی که به اندیشهٔ دل میسپریرباعی شمارهٔ ۳۹۴هست از دم من همیشه چرخ اندر دیرباعی شمارهٔ ۳۹۵چون بلبل داریم برای بازیرباعی شمارهٔ ۳۹۶گشتم ز غم فراق دیبا دوزیرباعی شمارهٔ ۳۹۷در هجر تو گر دلم گراید به خسیرباعی شمارهٔ ۳۹۸تا هشیاری به طعم مستی نرسیرباعی شمارهٔ ۳۹۹در خدمت ما اگر زمانی باشیرباعی شمارهٔ ۴۰۰تا چند ز جان مستمند اندیشیرباعی شمارهٔ ۴۰۱ای عود بهشت فعل بیدی تا کیرباعی شمارهٔ ۴۰۲بیداد تو بر جان سنایی تا کیرباعی شمارهٔ ۴۰۳گر دنیا را به خاشهای داشتمیرباعی شمارهٔ ۴۰۴می خور که ظریفان جهان را دردیرباعی شمارهٔ ۴۰۵گر آمدنم ز من بدی نامدمیرباعی شمارهٔ ۴۰۶گر من سر ناز هر خسی داشتمیرباعی شمارهٔ ۴۰۷گر من چو تو سنگین دل و ناخوش خومیرباعی شمارهٔ ۴۰۸ای شمع ترا نگفتم از نادانیرباعی شمارهٔ ۴۰۹ای آنکه مرا به جای عقل و جانیرباعی شمارهٔ ۴۱۰پرسی که ز بهر مجلس افروختنیرباعی شمارهٔ ۴۱۱یک روز نباشد که تو با کبر و منیرباعی شمارهٔ ۴۱۲گفتم چو لبی بوسه دهای بیمعنیرباعی شمارهٔ ۴۱۳تا مخرقه و راندهٔ هر در نشویرباعی شمارهٔ ۴۱۴جز راه قلندر و خرابات مپویرباعی شمارهٔ ۴۱۵گیرم که مقدم مقالات شویرباعی شمارهٔ ۴۱۶با هر تاری سوخته چون پود شویرباعی شمارهٔ ۴۱۷بر خاک نهم پیش تو سر گر خواهیرباعی شمارهٔ ۴۱۸تا کی ز غم جهان امانی خواهیرباعی شمارهٔ ۴۱۹از خلق ز راه تیزگوشی نرهیرباعی شمارهٔ ۴۲۰تا شد صنما عشق تو همراه رهیرباعی شمارهٔ ۴۲۱ای شور چو آبکامه و تلخ چو می