گنج

شمارهٔ ۷۱

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ایکند۱۰ بیت
ای سنایی کسی به جد و به جهدسر گری را سخن‌سرای کند
یا کسی در هوا به زور و به قهرپشه را با شه یا همای کند
من چو چنگش به چنگ و طرفه‌تر آنکاو ز من ناله همچو نای کند
باز رفتن بر اشترست ولیکنالهٔ بیهده درای کند
نه شکرخای نیست در عالمکه کسی یار چرم خای کند
لاجرم دل بسوخت گر او رادل همی نام دلربای کند
کافر ار سوخته شود چه عجبچون همی نام بت خدای کند
پس چو دون پروریست پیشهٔ اوز چه رو او سوی تو رای کند
کانچه خلقان به زیر پای کننداو همی بر کنار جای کند
کی سر صحبت سران داردآنکه پیوسته کار پای کند