شمارهٔ ۳۳
هر که در خطهٔ مسلمانیستمتلاشی چو نفس حیوانیست
هر که عیسیست او ز مریم زادهر که او یوسفست کنعانیست
فرق باشد میان لام و الفاین چه آشوب و حشو و لامانیست
چه گرانی کنی ز کافهٔ کافاین گرانی ز بهر ارزانیست
تن خود را عمارتی فرمایکاین عمارت نصیب دهقانیست
تا سنایی ز خاک سر بر زددر خراسان همه تن آسانیست
فتنهٔ روزگار او شدهاندگر عراقی و گر خراسانیست