گنج

شمارهٔ ۱۸۱

برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تستطبق حلوا داماد و تو او را خسری
خوردنیهای جهان گر به شکم جمع شدندهمه گفتند که ای خواجه تو ما را پدری
ای همه نزهت و شادی و همه راحت و روحکنیت تو نعم و نام تو شیخ‌الطبری