گنج

شمارهٔ ۱۷۲

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: ای۱۰ بیت
اگر پای تو از خط خطا گامی بعیدستیبر تخت تو اندر دین بر از عرش مجیدستی
وگر امروز طبع تو ز طراری نه طاقستیوگر غفلت ز رزاقی زر فرد آفریدستی
ز عشق آن یکی سلطان طاعت شادمان بودیز رشک آن دگر شیطان شهوت مستزیدستی
تو مستی زان نیاری رفت در بازار عشاقاناگر زر بودیی بر سنگ صرافان پدیدستی
همیشه این همی خوانی که دست من درین عالمگشاده‌تر ز دست و تیغ سلطان عمیدستی
همیشه خواب این بینی که یارب کاشکی دانمسر انگشت من صندوق خلقان را کلیدستی
اگر بخت و رضا در تحت رای بلحکم بودیوگر لوح و قلم در دست شاگرد یزیدستی
نباشد آنکه تو خواهی و گر نه این چنین بودیهمه رو سالکان خواهند گر هر روز عیدستی
اگر بودی دلت مشتاق در گفتار بسم‌اللهترا هر دم هزاران نعرهٔ «هل من مزید» ستی
وگر عاجز سنایی نیستی در دست نااهلانز سر سامری عالم پر از پیک و بریدستی