گنج

شمارهٔ ۱۴۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ان۱۳ بیت
روزگاریست که کان گهرنداندرین وقت همه بی‌سنگان
بی‌بنان گشته همه بیدارانبیسران مانده همه سرهنگان
همه خردان بزرگ‌اندیشانهمه پستان دراز آهنگان
همه بیدستان در وقت دهشباز گاه ستدن با چنگان
از چنین مردم نیکو سیرتگوی بردند همه با رنگان
آنکه یک ماجره دارد در شیربیم از آن نیست به خانه لنگان
کودکان با خر و با اسب شدندما پیاده همه لنگان لنگان
فاخره دارد شیرینی و بستیز بر سبلت سبز آرنگان
هر کرا نیست سر موزه فراخچون من و تو بود از دلتنگان
هر که با شرم و حفاظست کنونهست در خدمتشان چون گنگان
از سر همت و پاک اصلی خویشننگ می‌دارم از این بی‌ننگان
در خشو گادن اگر اقبالستدر ره و مذهب با فرهنگان
کار بس یوسف در گر داردتیز در ریش سحاق سنگان