شمارهٔ ۱۳۵ - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتند
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیمصد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم
آن جای که ابرار نشستند نشستیموان راه که احرار گزیدند گزیدیم
گوش خود و گوش همه آراسته کردیماز بس سخن خوب که گفتیم و شنیدیم
از روی سخا حاصل ده ملک بدادیمبا اسب شرف منزل نه چرخ بریدیم
ناگاه بزد مقرعهٔ مرگ زمانهما نای روان رو سوی عقبی بدمیدیم
دیدیم که در عهدهٔ صد گونه وبالیمخود را به یکی جان ز همه باز خریدیم
پس جمله بدانید که در عالم پاداشآنها که درین راه بدادیم بدیدیم
دادند مجازات به بندی که گشادیمکردند مکافات به رنجی که کشیدیم
ما را همه مقصود به بخشایش حق بودالمنةلله که به مقصود رسیدیم