شمارهٔ ۱۰۷
هر که زین پیش بود امیر سخناز امیر سخا شدند عزیز
تو همه روز گرد آن گردیکه به نزدیکشان زرست و پشیز
دستهٔ گل بر کسی چه بریکه فروشد به کویها گشنیز
پیرهن زان طمع مکن که ز حرصدزدد از جامهٔ پدر تیریز
بهر دهلیزبان چگویی شعرکه بمانی چو کفش در دهلیز
بوسه بر لب دهی شکر یابیبوسه بر کون دهی چه یابی تیز