گنج

شمارهٔ ۷۲

نخواهم من طریق و راه طاماتمرا مِی باید و مسکن، خرابات
گهی با مِی گسارم اندهٔ خویشگهی با جام باشم در مناجات
گهی شطرنج‌بازم با حریفانگهی راوی شوم با شعر و ابیات
گهی شه‌رخ شوم با عیش و راحتگهی از رنج گردم باز شهمات
نخواهم جز می و میخانه و جامنه محنت باشد آن جا و نه آفات
همیشه تا بوَم در خمر و در قمربیابم راحتی اندر مقامات
چو طالب باشم اندر راه معشوقطلب کردن بود راه عبادات
طریق عشق آن باشد که هرگزنیابد عاشق از معشوق حاجات
چنین دانم طریق عاشقی راکه نپْذیرد به راه عشق طامات
ز چیزی چون توان دادن نشانیکه پیدا نیست اندر وی اشارات