گنج

شمارهٔ ۴۱۲

ای آنکه رخ چو ماه داریرخسارهٔ من چو کاه داری
آیین دل سمنبران رابر سیم ز سیب جاه داری
بر عرصهٔ شطرنج خوبیاز لطف هزار شاه داری
در مجمع خیل خوبرویانچون یوسف پیشگاه داری
هر لحظه رهی دگر نماییبرگوی که چند راه داری
در شوخی دست برد خواهیکز خوبی دستگاه داری
گر قتل سناییت گناهستدانم که بسی گناه داری