شمارهٔ ۳۳۹
ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست اینوی سرو سمن سیما آخر چه کمالست این
کوشم به وفای تو کوشی به جفای منکس نی که ترا گوید آخر چه خیالست این
نابوده شبی شادان از وصل تو ای جاناندر هجر مرا کشتی آخر چه وبالست این
شد اصل همه شادی ای دوست وصال توای اصل همه شادی آخر چه وصالست این
هر گه که مرا بینی گویی که: مرا خواهی؟گر میندهی عشوه آخر چه سوالست این
خواهم که ترا بینم یک بار به هر ماهیتن درندهی با من آخر چه ملالست این
هر مرغ که زیرکتر هر مرد که عاقلتردر شد به جوال تو آخر چه جوالست این