شمارهٔ ۳۰۸
نی نی به ازین باید با دوست وفا کردنیا نی کم ازین باید آهنگ جفا کردن
یا زشت بود گویی در کیش نکورویانیک عهد به سر بردن یک قول وفا کردن
هم گفتن و هم کردن از سوختگان آیدباز از چه شما خامان ناگفتن و ناکردن
باور نکنم قولت زیرا که تو را در دلیک بادیه ره فرقست از گفتن تا کردن
حاصل نبود کس را از عشق تو در دنیاجز نامه سیه کردن جز عمر هبا کردن
خود یاد ندارد کس از زلف تو و چشمتیک تار عطا دادن یک تیر خطا کردن
از بلطمعی تا کی بوسی به رهی دادن؟وز بلعجبی تا کی گوشی به ریا کردن؟
تا چند به طراری ما را به زبان و دلیک باره بلی گفتن صد باره بلا کردن؟
تا چند به چالاکی ما را به قبول و ردیک ماه رهی خواندن یک سال رها کردن؟
گر فوت شود روزی بد عهدی یک روزهواجب شمری او را چون فرض قضا کردن
گر بوسهای اندیشم بر خاک سر کویتصد شهر طمع داری در وقت بها کردن
در مجمع بترویان تو بوسهدریغی خودیا رسم بتان نبود از بوسه سخا کردن
یا خوب نباید شد تا هم تو رهی هم ماورنه چو شدی باری خوبی به سزا کردن
یا فتنه نباید شد تا کس نشود فتنهورنه چو شدی جانا این قاعده نا کردن
هر لحظه یکی دون را صد «طال بقا» گوییزیشان چه به کف داری زین «طال بقا» کردن؟
چون هست سنایی را اقبال و سنا از توواجب نبود او را مهجور سنا کردن
با این ادب و حرمت حقا که روا نبودسودای شما پختن صفرای شما کردن