گنج

شمارهٔ ۱۷۳

من تو را ام حلقه در گوش ای پسر!پیش خود می‌دار و مفروش ای پسر!
جام می بستان ز ساقی ای صنم!بوسه‌ای ده زان لبِ نوش ای پسر!
چنگ بستان و قلندروار زنتا به جان باز آورم هوش ای پسر!
آن چه هجران تو با ما کرد دیبا خیالت گفته‌ام دوش ای پسر!