گنج

شمارهٔ ۱۶۷

تا کی از ناموس هیهات ای پسربامدادان جام می هات ای پسر
ساغری پر کن ز خون رز مراکاین دلم خون شد ز غمهات ای پسر
خوش بزی با دوستان یک دم بزندل بپرداز از مهمات ای پسر
بر نشاط و خرمی یک دم بزیوقت کن ایام و ساعات ای پسر
هر کجا دلدادهٔ آواره‌ایبینی او را کن مراعات ای پسر
چند بر طاعات ما راحت کنینیست ما را برگ طاعات ای پسر
عاشقان مست را وقت صبوحسود کی بخشد مقالات ای پسر
هر زمان خوانی خراباتی مراچند باشی زین محالات ای پسر
کاشکی یک دم گذارندی مرادر صف اهل خرابات ای پسر