شمارهٔ ۱۶۵
ماهی که ز رخسارش فتنهست به چین اندروز طرهٔ طرارش رخنهست به دین اندر
افسون لب عیسی دارد به دهان اندربرهان کف موسی دارد به جبین اندر
کز نوک سلیمانی بر طرف کمر داردوز ننگ سلیمان را دارد به نگین اندر
از طلعت و رخسارش خورشید چو مظلومانافتد ز فلک هر دم پیشش به زمین اندر
خرم بود آن روزی کز بهر طرب دارمزلفش به یسار اندر ساغر به یمین اندر