گنج

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - در مدح دولتشاه غزنوی و بهرامشاه

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: اهباد۲۱ بیت
مهر بندهٔ آن رخ چون ماه بادجان فدای آن لب دلخواه باد
فرق او همچون خط او سبز بادبخت او چون عمر او برناه باد
روی آن کز خاصیت دارد خبرچون دو بیجادش ببند کاه باد
مدت حسن و بقای ماه منبا مدد چون عمر سال و ماه باد
از برای پاس باس غیرتشساکن حبس خموشی آه باد
چون بهشت و دوزخست آن زلف و رخساحت پاداش و باد افراه باد
اشک آن کز وی نیندیشد بجوهمچو راه کهکشانش راه باد
آن‌چنان چون شاه خوبان آن مهستشاه دولتشاه دولتشاه باد
بهر خدمت چرخ بر درگاه اوصد کمر بربسته چون خرگاه باد
در حریم حرمت آگینش چو عرشدختر فغفو و قیصر داه باد
پیش نوک تیر درزی حرفتشحصن دشمن خیمهٔ جولاه باد
ریزه‌های زر و سیم قلب چرخدر سرا ضرب کفش درگاه باد
چون کند سلطان علوی آرزوآفتابش تاج و چرخش گاه باد
آفتابست او ولیکن گاه نورسایبانش سایهٔ الاه باد
شاه بهرام آنشهی کاندر جهانتا جهان را شاه باید شاه باد
عرش و فرش دشمنان جاه اوهمچو بیژن زیر سنگ چاه باد
پیش گرز گاو سارش روز صیدشیر گردون کمتر از روباه باد
بی شه اسب و پیل و فرزین هیچ نیستشاه ما را به بقای شاه باد
سوی جانش سهم غیب تیز تازچون خرد منهی و کارآگاه باد
پس چو نزدش هر چه جز الاه لاستسایگاهش حفظ «الا الاه» باد
جز سنایی در وفا و بندگیشتا ابد چرخ دو تا یکتاه باد