قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ - در نعت رسول اکرم (ص)
ای گزیده مر ترا از خلق ربالعالمینآفرین گوید همی بر جان پاکت آفرین
از برای اینکه ماه و آفتابت چاکرندمی طواف آرد شب و روز آسمان گرد زمین
خال تو بس با کمال و فضل تو بس با جمالروی تو نور مبین و رای تو حبلالمتین
نقش نعل مرکب تو قبلهٔ روحانیانخاکپای چاکرانت توتیای حور عین
مرگ با مهر تو باشد خوشتر از عمر ابدزهر با یاد تو باشد خوشتر از ماه معین
ای سواری کت سزد گر باشد از برقت براقبر سرش پروین لگام و مه رکاب و زهره زین
بر تن و جان تو بادا آفرین از کردگارجبرییل از آسمان بر خلق تو کرد آفرین
از برای اینکه تا آسان کند این دین خویشآدمی از آدم آرد حور از خلد برین
جبرییل ار نام تو در دل نیاوردی به یادنام او در مجمع حضرت کجا بودی امین
این صفات و نعت آن مردست کاندر آسماناز برای طلعتش میتابد این شمس مبین
نور رخسارت دهد نور قبولش را مددسایه زلفت شب هجرانش را باشد کمین
زین سبب مقبول او شد فتنهای بر شرک کفرزین سبب مقصود او شد سغبهای در راه دین
زین قلم زن با قلمگر تو نباشی هم نشانوین قدم زن با ندمگر تو نباشی هم نشین
ای سنایی گر ز دانایی بجویی مهر اوجز کمالش را مدان و جز جمالش را مبین
اژدهای عشق را خوردن چه باید ای عجبگاه شرک از کافران و گاه دین از بوالیقین