شمارهٔ ۳ - نوحه دیگر
آه که صد پاره جگر شد حسنداد ز زن، داد ز بیداد زن
زهر معاویه کافر ز سرکرد جهان را همه بیتالحزن
شیر خدا پادشه لوکشفجانب یثرب به شتاب از نجف
آمده با فوج ملک صف به صفورد زبان کرده همه با اسف
آه که صدپاره جگر شد حسن
گمشده از عرش برین گوشوارغم شده با احمد مختار یار
جانب جبریل امین گوش دارگرید و گوید ز الم زار زار
آه که صد پاره جگر شد حسن
بوالبشر از خجلت خیرالبشربر سر زانو بنهاده است سر
نوح از این داغ شده نوحه گرگرید و گوید به دو چشمان تر
آه که صد پاره جگر شد حسن