شمارهٔ ۷۷ - و برای او همچنین
کوفیان چون به صف ماریه غوغا کردندبهر تاراج حرم دست ستم وا کردند
هر چه بود از زر و خلخال به غارت بردندهر چه بد چادر معجر همه یغما کردند
نقد ایمان پی ده روز جهان داده ز دستخاک اندر سر دین و سر دنیا کردند
تا قیامت نکند اشک محبان خاموشآتشی را که در آن مرحله برپا کردند
آتش اندر حرم شاه جگر تشنه زدنداهلبیتش همگی روی صحرا کردند
یک طرف جای کفن کردن نعش شهدابهر جولان فرس ظلم مهیا کردند
یک طرف عارض نیلی بین هر خاریدل افسرده یتیمان حسین جا کردند
شمر بر حنجر شاه شهدا خنجر زدخواهرانش همه از دور تماشا کردند
بس نبود اینکه لب تشنه بریدند ز تنبسر نیزه سر زاده زهرا کردند
بسکه دیدند غم و درد که هر دم صد بارمرگ خود زینب و کلثوم تمنا کردند
شکر این منصب عظمی که لب (صامت) رابه عزای پسر فاطمه گویا کردند