شمارهٔ ۷۴ - استغاثه امام(ع) در روز عاشورا
کرد اندر کربلا چون ناله هل من معیننور چشم مصطفی در روز عاشورا بلند
از برای نصرت او پیشتر از کائناتگشت لبیک از خدای واحد یکتا بلند
خلق موجودات را از اولین و آخرینگشت در اصلاب و ادحام بشر غوغا بلند
کن فکان را جمله از مالایری و مایریهر طرف لبیک شد از یک به یک یک جا بلن
انبیا و اولیا را از غم آن بیمهعینگشت فریاد و فغان در جنه الماوی بلند
ناله و انور عیناشد ز یثرب سوی عرشاز مزار احمد و صدیقه کبری بلند
در نجف از غصه مظلومی فرزند خویشکرد امیرالمومنین فریاد والهفا بلند
با تن تبدار و ضعف حالت و قلب کبابناله سجاد شد در یاریبابا بلند
اصغر شش ماهه در گهواره کردی خویش رااز برای نصرت ریحانه زهرا بلند
دختر شیر خدا زینب برآورد از جگربهر امداد حسین فریاد فریاد واغوثا بلند
از سپاه کوفه بهر قتل اولاد رسولگشت بانک کوس و نای نی در آن صحرا بلند
از غم مظلومی فرزند پیغمبر به چرخبود افغان و خروش از کافر و ترسا بلند
شد سر مهر افسر شاه شهید از تیغ شمرعاقبت عطشان به نوک نیزه اعدا بلند
از شرار آتشی کاندر خیام وی زدندآه (صامت) شد به سوی گنبد خضرا بلند