شمارهٔ ۷ - زبان حال حضرت سکینه
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: رم۷ بیت
دریغ و درد که نگذاشتند جان پدرتن مبارکت از آفتاب برادرم
نداد شمر امان کز رخت نگاهی سیربرای توشه شام خراب برادرم
اگر به خواب رود بیتو دیدهام امشبدگر ز روز جزایش ز خواب برادرم
مرا که سوختن دل به اختیاری نیستچگونه از سر آتش کباب بردارم
برای گریه اگر کوفیان مجال دهندبنای عالم امکان ز آب بردارم
اگر به شام یزیدم به نزد خود طلبدچگونه پاسوی بزم شراب بردارم
کنم حکایت چوب و لب حسین (صامت)به روز حشر چو سر از تراب برادرم