شمارهٔ ۶۶ - زبان حال زینب مظلومه(س)
ای روی تو شمع محفل مازد داغ تو شعله بر دل ما
رفتی وز رفتن تو گردیددرد و غم و غصه مایل ما
ای سلسله قریش را سربین گردن در سلاسل ما
ای ملک امامت از تو آبادشد کنج خرابه منزل ما
ای نور دو دیده اشک دیدهگردیده پس از تو حاصل ما
مه را چه کنم کنون که بر نیشد مهر رخت مقابل ما
این راس منیر تواست بر نییا ماه به پیش محفل ما
شد زورق دل غریق در گلگم گشته طریق ساحل ما
این نیم نفس که مانده در تنگردیده ز مرگ حایل ما
زد شعله به جان دشمن و دوستفریاد و فغان به سمل ما
(صامت) به فلک نیاوردتا گشته غلام مقبل ما