شمارهٔ ۲۴ - زبان حال امام بر سر تربت جدش
سری بهر تماشا از لحد بر گیر یا جداکه از کویت روم با ناله شبگیر یا جدا
طلب کردند قوم کوفیان ما را به مهمانیولی دایم فلک دارد سر تدبیر یا جدا
بدین زودی نمیرفتم ز کویت لیک ترسیدمکه در امر الهی اوفتد تاخیر یا جدا
جفاهایی که دارد زاده مرجانه در خاطرنموده پیش پیش اندر دلم تاثیر یا جدا
یقین دارم که اندر این سفر بایست گردیدنعلی اکبر من طعمه شمشیر با جدا
یقین دانم ز قحط آب طفل شیر خوار منعلی اصغر شود سیراب ز آب تیر یا جدا
یقین دارم که از قطع دو دست حضرت عباسز جان خود کنندم قوم کوفی سیر یا جدا
یقین دارم که از قطع دو دست حضرت عباسز جان خود کنندم قوم کوفی سیر یا جدا
یقین دارم که باید زینب و کلثوم را بستنپس از من آن دو تن را در غل و زنجیر یا جدا
سر گر برسنان خواهدشدن یا گوشه مطبخبه هر صورت نمیپیچم سر از تقصیر یا جدا
به بزم شرب خواهد زد یزید بیحیا بر لبمرا چوب جفا بیجرم و بیتقصیر یا جدا
به محشر کن شفاعت از سلک مداح خود (صامت)که سرافکنده از شرم گنه بر زیر یا جد