گنج

شمارهٔ ۱۱ - در شکرگذاری از خدمت‌گزاری این کتاب از جنابان حاج اسدالله و حاج سید حسن زید توفیقها

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)۲۳ بیت
هزار شکر که از لطف حضرت داداربگشت نخل امیدم در این جهان پادار
چو کرد صامت از ین وادی فنا رحلتبه قرب خویش خدایش بداد قرب جوار
ز صالحات ریاض الشهاده بنهادهکه مخزنیست پر از در و لولو شهوار
همه ز مدح نبی و علی و اولادشهمه مصائب جانسوز عترت اطهار
ز لوح سینه غلمان بیاض او بهترگرفته طره حور از سواد او معیار
خدای خواست که این نسخه منطبع گرددشوند منتفع از فیض واوصغار و کبار
گزید از اهل صفاهان یکی جوانمردیبلندهمت و پاک اعتقاد و نیک شعار
گلی بود به حقیقت ز گلستان صفاکه کردن خطه دارالسرور را گلزار
چراغ ضوء وفا در ضمیر او روشنکمال صدق و صفا در متون او متوار
جهان مجد و محیط سخا وجود و کرمبه عصر خویش چوقا آن معن در گفتار
سمی شیر خداوند حاجی اسداللهکه اوست زبده ابرار و نخبه التّجار
ز دست جودش این فیض عام جاری شدخدایا جر جمیلیش دهد بروز شمار
نخست خواست یکی از ملازمان درشکند حقوق نمک بر موالیش اظهار
چو دید فیض بزرگی است بهر مولایشروای داشت که از وی بماند این آثار
عجب جوان نکواعتقاد و خوش رائیستبه حسن نیت او می‌کند خرد اقراز
صفات او همه مستحسن و پسندیدهخجسته طینت و پاکیزه خوی و خوشرفتار
ز فرط حسن مسمی شده به حاج حسنز حسن خلق مزکا برای ز عیب و عوار
برای نشر چنین فیض عام طبع کتابنمود سعی فراوان و کوشش بسیار
سبب نمود خدا این وجود را به جهانبه نزد همت والای قدوه الاخیار
دهد خدای جهان در جهان به این دو وجوددوام دولت و اقبال و عمر و عز و وقار
ز لطف خویش کند هر دو را خدا محشوربه حشر و نشر بحب ولای هشت و چهار
امان دهد ز بلا دوستان ایشان راعدویشان همه خوار و ذلیل و زار و نزار
بود وظیفه (حاجب) همیشه بگشایدزبان به ذکر و دعا ال و ماه و لیل و نهار