گنج

شمارهٔ ۵۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیه: ارکشیدم۹ بیت
ز بسکه در غم روی تو انتظار کشیدمقلم به صفحه عشاق روزگار کشیدم
شدم ز صافی طینت چنان به پرتو عشقتکه مهره را به سلوک از دهان مار کشیدم
ز بیم خواهش بی‌جا که از وصال تو می‌کردپی مواخذه منصور دل بدار کشیدم
شدم تسلی حام می و محبت دیگرکه مهره را به سلوک از دهان مار کشیدم
ز بیم خواهش بی جا که از وصال تو می‌کردپی مواخذه منصور دل بدار کشیدم
ز زیر پر ننمودم سری برون همه عمرنه زحمت دی و نه منت بهار کشیدم
شدم تسلی جامی و محبت دیگرنه شور باده نه درد سر خمار کشیدم
مران مراد گرای باغبان ز ساحت گلشنکه من کلام حقیقت زنیش خار کشیدم
از آن زمان که شدم (صامتا) مصاحب عزلتعروس لذت کونین در کنار کشیدم