گنج

شمارهٔ ۴۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارمیماند۹ بیت
دو زلفت ای صنم چون عقرب جرار می‌ماندشکنج طره خم در خمت چون مار می‌ماند
به صیادی چون آهوی دو چشمت می‌شود مایلدو ابروی کجست چو نخنجر خونخوار می‌ماند
به گلزار جمال بی‌مثالت بسته‌ام دل راکه آب و تاب وی با عارض دلدار می‌ماند
ز باغ ای باغبان بیرون مکن بیچاره گلچین راکه بی‌گل در خزان زین باغها بسیار می‌ماند
دریغ از عمر کوتاغه من و هنگامه هجرانکه بر دل داغ وصل بی‌نشان یار می‌ماند
ز سر نقطه لعل لبت بس گفتگو باشدولی اسرار وی در پرده پندار می‌ماند
بشو از آب ای واعظ خدا را دفتر خود راکه گفتار خوشت برعکس این رفتار می‌ماند
علو قدر اهل فقر را اندر قیامت بینکنون در پیش چشم اهل دنیا خوار می‌ماند
بتبر طعنه دشمن صبوری پیشه کن(صامت)اگرچه صبر قدری درنظر دشوار می‌ماند