گنج

شمارهٔ ۳۲

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انبگذارد۹ بیت
قیمت به خود از عشق تو ارزان بگذاردخواهد که دلم پا به سر جان بگذارد
خواهم به تو هنگامه هجران بنویسمجانا اگر این دیده گریان بگذارد
کرده سفر زنگ دل اندر خم زلفتگر آب و هوایش به غریبان بگذارد
ترسم به گه وصل چنان عمر نپایدتا دیده قضای شب هجران بگذارد
گفتم به سوی گوشه عزلت بگریزمگر زلف توام دست ز دامان بگذارد
ای باد خزانی به گل اینقدر امان دهتا مرغ سحر پا به گلستان بگذارد
گو باد صبا تا گذرد بر سر کویشپیغام من زار پریشان بگذارد
گوید صنما چند ز هجران تو (صامت)مجنون شود و سر به بیابان بگذارد
آن کس که نموده است مرا یوسف دلبندباری قدمی جانب زندان بگذارد