گنج

شمارهٔ ۲۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: لیکیست۷ بیت
در سر کوی وفا عشاق را منزل یکی‌ستگر کم و بیشت تخم معرفت حاصل یکی‌ست
کن گذر در قتلگاه عشق او بنگر به خونهر قدم بس کشته‌ها افتاده و قاتل یکی‌ست
ناله گوناگون گر از دل می‌رسد نبود عجبهر سو موش ز تیری نالد و بسمل یکی‌ست
گوی آن دلداده را کوغریب عشق اوستره به پیش و پس مبر کاین بحر را ساحل یکی‌ست
جستجوی کعبه و بتخانه را مقصد توییساکنان مسجد و میخانه را مشکل یکی‌ست
هر که بینی نخل آهی کرده بر کیوان بلندبر سر کویت نپنداری که پا در گل یکی‌ست
چند گویی بس نما افسانه عاشق نیستیدر تمنای تو (صامت) را زبان با دل یکی‌ست