شمارهٔ ۲
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: مرا۷ بیت
چنان به سوخت شرار غم تو جان مراکه باد مینبرد مشت استخوان مرا
تنم ز ضعف چنان شد که کهربا یک دمچون کاه جذب کند جسم ناتوان مرا
حدیث مهر و وفای تو کم نخواهم کردچون شمع گر ببری هر نفس زبان مرا
در این چمن منم ای مرغ کز سیه روزینخست برق فنا سوخت آشیان مرا
مکن به بلبل زار این قدر ستم ترسمروم ز باغ و دگر نشنوی صدای مرا
اگرچه در طلبش جا ندهم خوشم که به دهرنشان نداد کس آن یار بینشان مرا
به خنده گفت برو (صامتا) فسانه مخوانهزار همچو تو نتوان کشد کمان مرا