گنج

۶۹۸- مولانا عبدل کاشانی

۱ بیت

در شهر خودش که کاشان است کاغذ فروشی میکند و گاهی شعر نیز میگوید این مطلع از اوست :

چون کاکل او شد دل ما باز پریشاناگر صراحی زرین و جام نیست بدستت