گنج

۵۸۵- مولانا ذهنی تبریزی

۱ بیت

پدرش به سیراب فروشی معروف بود اما او شاعر است این مطلع مشهور از اوست :

شب روم بر بام آن مه چشم بر روزن نهمجام بردارم بجایش دیده ی روشن نهم

این مطلع هم از اوست:

تا برد سریش کبوتر نامه، « چندان سوده امدیده بر پایش » که پا بش را بخون آلوده ام