۵۴۰- مولانا نعمت الله رشتی
هم از مردم آنجاست و از ظلم امیره دیباج جلای وطن نموده مدت مدید است که در گرجستان ساکن است گاهی نظمی از او سر میزند این مطلع و ابیات از اوست :
زنهار مکن طره ی طرار پریشانصد دلشده را باز مکن کار پریشان
از زلف تو عشاق پریشان جهانندرحمی کن و این سلسله مگذار پریشان
خیال روی او را جا دل غمناک میسازمبدین صورت غبار غم ز خاطر پاک می سازم
هردم از عشق رسد تیر بلا بر دل منحاصل اینست مرا از دل بیحاصل من