۴۹۱- مولانا نازکی همدانی
اوقات او صرف شعر میشود و در هر روز قریب به هزاربیت میگوید و بر خود لازم کرده که جمع کتب نظم را جواب گوید از جمله شاهنامه که فردوسی به سی سال گفته او به سی روز گفته بود و در شعر او ردیف و قافیه غلط بسیار است و به غیر از تخلص در شعر او نازکی نیست و در شعر او چیزهاست غیر از معنی، چنانکه از این چند بیت که در شاهنامه خود در صفت جنگ گفته معلوم میتوان کرد :
در پای سر و گریه بسیار کرده امگرفتند تیر و کمان مردمان
فتادند در یکدگر چون ددانگرازان دویدند مانند تیر
همه زخم خورده گرازان چو شیرهمه پردلان لرزه زن همچو بید
که ناگه یکی شیر پر دل رسیدابر میمنه تاخت مانند پیل
بدستش یکی نیزه مانند بیل!چو چشمه ز چشمش روان جوی آو
بدستش یکی گُرزه چون شاخ گاوکلاه زره بر سرش چون سبد
سرش هم چو سیبی درون سبدچوانبان یکی ترکش نام دارد
درونش پر از تیر چون تیر مارسمندش چو پیلی بمیدان جنگ
بر او گشته خرطوم دم پلنگقطاس سمندش چو ریشش دراز
بگردان ورا بسته دندان گرازاتاقه بفرقش چو دم رباه
بدین خوبی اگر کسی گوید فلان شعر تو خوب نیست میگوید که « میخواهی که من از شعر خود بدرکنم تا تو بنام خود کنی!؟»