گنج

۴۳۵- مولانا حسبی اصفهانی

۳ بیت

از جمله نوادر دوران و اعجوبه زمان بود و در انشاء از زبان وحوش و طیور چیزهای عجیب و غریب نوشته و در شعر هم طبعش در جد و هزل بسیار خوبست . این سه مطلع از اوست :

ملک روزی که در قبر من از بهر سوؤال آیدچو بیند کشته عشقیم رحمش در خیال آید
از برای خانه دنیا مکن با کس نزاعخشت ها را بین نهاده روبرو بهر وداع
هوس می است و نقلم ز دو لعل فتنه جوییچه بلا خیال خامی، چه کشنده آرزویی