۴۹- میرکمال الدین حسین خلقی
ولد میر حکیمی طبیب است مرد عاشق پیشه و لوند مشربست و در فصاحت و بلاغت بی نظیر زمان، دیوان غزل تمام کرده و در دیگر اقسام نیز شعر میگوید این ابیات از اشعار اوست :
تنها نه همین دشمنم آن عهد شکن شدهر کس که باو دوست شدم دشمن من شد
ای گرد کوی یار دمی از هوا نشینمهمان مردمان شو و در دیده ها نشین
ای تیریار کاز نظرش در فتاده ایما هم فتاده ایم به پهلوی ما نشین
دمی تو را ز بر خود جدا نمی خواهمبه غیر خود به کست آشنا نمی خواهم
کجا وفای تو از من جفا دریغ مدارکه جز جفای تو ای بیوفا نمی خواهم