۱۳۶- میر رضائی
از سادات رضوی است جوانی درویش نهاد و متقی است و بقدر خود طالب علمی دارد و در شاعری طبعش بسیار خوبست، دیوان غزل تمام کرده و در منقبت قصاید غرا دارد این چند مطلع از اوست :
دلم نیامد از آن زلف پر شکن بیرونباختیار نیامد کس از وطن بیرون
کار من دور از رخ ماه تو غیر از آه نیستبسکه دارم ضعف آنهم گاه هست و گاه نیست
بیک نظر ز دو چشم تو بی خبر شده امخراب نرگس مستت بیک نظر شده ام