گنج

۳- سلطان محمد میرزا

۴ بیت

ذات مستجمع الصفاتش گوهریست که از تربیت اشعه آفتاب جهانتاب، در مشیمه کان عنایت ابدی پرورده شده و نهاد کثیر الاستعدادش در شب افروزیست که در جوف صدف تأئیدات سرمدی پرورش یافته، شرح استعدادات آن منبع السعادات بنابر وفور ظهور احتیاج باظهار ندارد.

کم کسی بر سریر جاه و جلالچون تو کرد اکتساب فضل و کمال
مشکل حکمت، از کمال تو حلمنطق تو، بیان هر مجمل
طبع پاک تو را، که وقاد استذوق حکمت، طبیعی افتادست
فگر تو، زد سوی ریاضی رایشد ریاضی ریاض خلد آرای

این یاقوت سیراب که از درج طبع لطیف آن نصرت ایابست درج افتاد.

ز دین و ز دنیا مرادم توئیمراد دل نامرادم توئی

امید صادق و رجاء واثق است که آن نور حدیقه خلافت در ظل ظلیل اولیای دولت ابدالتبجیل از چشم زخم زمانه مصون و از تند باد خزان مأمون باد، و به انصار عنایات بی غایات ملحوظ و به مواهب هدایات بلا نهایات محظوظ .

امیدوار چنانم که فیض فضل ازلهمیشه کام دهش، شاه کامران باشد
بقدر دولت او خلعتی بیارایدکه عطف دامن او ملک جاودان باشد