گنج

بخش ۶۳ - غزل

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۳ بیت
تو ای جان من ای بیمار چونی؟درین بیماری و تیمار چونی؟
گلی بودی نبودت هیچ خاریکنون در چنگ چندین خار چونی؟
ترا همواره بستر بود گلبرگگلا، از جای ناهموار چونی؟
مرا باری خیال تست مونسندانم با که می‌داری تو مجلس
صبا با من همه روزست دمساز ترا آخر بگو تا کیست همراز
نشسته در ره بادم به بویتکه باد آرد مگر گردی ز کویت
تو چون شمعی نشسته در شبستاندر آهن پای و در سر دشمن جان
من از شوق جمال یار مهوشزنم پروانه سان خود را بر آتش
گه از حسرت زنم من سنگ بر دلکه دارد یار من در سنگ منزل
مگر آهم تواند کرد کاریکند در خلوتت یک شب گذاری
مرادی نیست در عالم جز اینمکه روی نازنینت باز بینم
سر زلف دل آشوبت بگیرمبه سودای تو در پای تو میرم
مرا جانی است مرکب رانده در گلاز آن ترسم که ناگه در پی دل
رود جان و تنم در گل بماندمرا شوق رخت در دل بماند
چو در دل نقش زلف یار گردددلم را صبر تار و مار گردد
به چشمم در غم آن نرگس شنگجهان گاهی سیه باشد گهی تنگ
خبر ده تا دوای کار من چیستطبیب درد بی درمان من کیست
غم پنهان خود را با که گویمعلاج درد دل را از که جویم
چو آمد نامه خسرو به پایانبه خون دیده‌اش بنوشت عنوان
روان از دیده خون دل چو خامهبدان هر دو صنم بنوشت نامه
به شکر گفت کای یار دل آویزابا شهناز ازینجا زود برخیز
که این غمنامه را هیچ ار توانیدبدان ماه پری پیکر رسانید
چو عود و چنگ را آهنگ سازیدز قولم این غزل بر چنگ سازید